يحيى دولت آبادى
193
حيات يحيى ( فارسى )
رئيس مجلس نسبت بشما بدزبانى كرد چنينوچنان گفت معلوم است با مقامى كه سيد براى خود تصور مىكند نميتواند اين واقعه را بر خود هموار نمايد اينست كه با كمال تغير از مجلس برخاسته باطاق ديگر ميرود احتشام السلطنه هم مجلس را ختم كرده باطاق خود ميرود و قيلوقال در ميان وكلا بلند شده تندروان مجلس مخصوصا وكلاى آذربايجان كه با احتشام السلطنه طرف هستند و از اين نقطهنظر با آقا سيد عبد اللّه ساختهاند بحمايت سيد برخاسته وكلا را بهيجان ميآورند هياهو ميان نمايندگان و تماشاچيها زياد مىشود و بالاخره احتشام السلطنه را نزد آقا سيد عبد اللّه آورده به او تكليف صلح ميكنند احتشام السلطنه با كمال خشونت ميگويد براى خاطر ملت زير بار هر كار ميروم و به ظاهر صلح مىكند ولى فرداى آن روز بمجلس نميآيد در اينروز وكلاى مجلس و كاركنان از مليون دو دسته شده يكدسته به منزل احتشام السلطنه ميروند و يكدسته به منزل آقا سيد عبد اللّه نگارنده هم به دو ملاحظه جزو آن دسته ميشوم كه به منزل سيد ميروند يكى بواسطه رفقاى تندرو خود از وكيل و غيره و ديگر بملاحظه انجمن اصناف كه با من كار ميكنند و در اين قضيه بملاحظه تعصب مذهبى مايل هستند با سيد همراهى شده باشد سيد از ملاقات من و اينكه در اين واقعه خصوصيت با احتشام السلطنه را رعايت نكرده از او ديدن كردهام مسرور مىشود و در كمال شدت درصدد اسبابچينى است كه بتوسط انجمنهاى ملى از احتشام السلطنه توهينى بشود انجمن آذربايجان بملاحظه تندروان از وكلاى مجلس و بعضى از انجمنهاى ديگر برابطهئى كه بانجمن آذربايجان دارند بحمايت سيد قيام كرده باحتشام السلطنه مينويسد ديگر حق ندارى پا بمجلس بگذارى آقا سيد عبد اللّه در اين مجلس بنگارنده ميگويد خوبست انجمن اصناف هم از رفقاى خود باز نمانند چيزى بنويسند و بفرستند اما انجمن اصناف بملاحظاتى كه دارد باينكار اقدام نميكند و به همين اندازه كه از سيد ديدن كرده باشند قناعت مينمايد در اينحال مصلحين بميان افتاده اسباب اصلاح ميان سيد و احتشام السلطنه را فراهم ميآورند چون سيد احساس مىكند همراهى تندروان از وكلا و غيره براى خصوصيت با او نيست بلكه براى ضديت با احتشام السلطنه است كه تصور ميكنند با شاه